تبليغاتX
اندرونی - شب سال نوی میلادی
اندرونی حضرت مستطاب اشرف اقدس خداوندگار معظم آقای شازده تُپُل میرزا که فقط یک سلطان بانو دارد
پسین شب بود که مطرب‌الممالک تماس گرفتند و ضمن عرض ادب و دستبوسی به اطلاعمان رساندند که خان ولایت لچّه* که مدتی است در سرحدات شمال ایطالیا ساکن است، از ایشان دعوت نموده تا شب سال نوی مسیحی را در کنار ایشان و بانویشان بگذرانیم. ابتدا طفره رفتیم و بنا را بر سر درد و گرفتاری های مملکتی گذاردیم و سپس ادعا نمودیم مگر ما خودمان سال نو نداریم که باید سال نوی مسیحی را جشن بگیریم؟ اما از آنجایی که خان لچّه، خود به حضورمان شرفیاب شدند و رسماً از ما درخواست نمودند تا همراهشان باشیم، پذیرفتیم.
بعد از ساعتی نیز شال و کلاه کردیم و کالسکه و تاکسی خبر کردیم تا ما را نزد ایشان ببرند. شب مفرحی بود. خان لچّه نامی غریب داشت که تا به حال نشنیده بودیم. وی را اُرسته می‌نامیدند که بعدها برایمان گفتند که نام یکی از اساطیر یونانی است و ما هرچه اندیشیدیم نفهمیدیم یونان را با ایطالیا چه کار است که نامی یونانی برایش برگزیده‌اند؟ از آنجا که نام او در دهانمان نمی‌گشت او را ملقب کردیم به اِورست‌السلطان که نمادی باشد از اقتدار ایشان هرچند خدای متعال به ایشان بیش از یک متر و سی سانتیمتر درازی قد عطا نکرده‌اند و شاید گذاردن نامی چون اورست بروی ایشان کمی مضحک به نظر بیاید اما به هر روی ایشان را خوش آمد و همین ما را بس است.

از عادات غریب این اجنبیان، این است که در شب سال نویشان حتماً باید تکه لباسی به رنگ قرمز بر تن داشته باشند. می‌گفتند نشانهء شانس و عزت در سال جدید خواهد بود. خرافاتی هستند پدرسوخته ها!! مزاح فرمودیم!
جالب اینجا بود که ما را کمی کاویدند و وقتی دریافتند که بر تنمان لباس سرخ نداریم به زور و اجبار می‌خواستند ما را به آن مزین کنند که نپذیرفتیم و اصرار ورزیدیم که پوشیدن لباس سرخ در شان ما که خان هستیم، نمی‌باشد. این شد که اورست‌السلطان اصرار ورزید تا دست کم لباس زیرمان سرخ باشد که با اخم و تهدید ما مواجه شدند و فهمیدند با ما نباید شوخی های ناموسی کنند!

اجنبیان در شب سال نو عدسی می‌خورند و آن را نشانه‌ای برای رسیدن به مال و منال می‌دانند؛ مفرح این است که هر سال نیز کمتر از سال قبل به مکنتی می‌رسند و جالب تر آنکه با این وجود از این کار دست نمی‌کشند! به هر حال آشنایی با خان ولایت لچّه برایمان بد نبود. دوری از یار و دیار را کمی برایمان قابل تحمل می‌کند حضور ایشان و بانوی محترمه‌شان.
به هنگام بازگشت به منزل نزدیک بود به روی برف‌ها کمی سر بخوریم و باسنمان دچار شکستگی شود که البته به حمدالله از آنجایی که چربی در بدنمان به وفور یافت می‌شود آسیب جدی به ما و باسن مبارکمان وارد نشد. خدا را شکر می‌کنیم!

مرقوم به دوم جانویةالحرام ۲۰۰۹

* از ولایات جنوب ایطالیا! عکس

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13ساعت 12:33  توسط شازده  |