تبليغاتX
اندرونی - از ولایت ایطالیا
اندرونی حضرت مستطاب اشرف اقدس خداوندگار معظم آقای شازده تُپُل میرزا که فقط یک سلطان بانو دارد
مدتی است که عزم جزم کرده‌ایم تا از دیار فرنگ کمی دیدن کنیم و این شد که مطرب الممالک را امر نمودیم تا ملازمان را همراه کند و خلعت آماده کردیم تا کمی در فرنگ به تحصیل علم و ادب مشغول شویم. مطرب‌الممالک نیز خود مدتی است در این دیار مشغول به مطربی و تحصیل علم مزقون نوازی و کریتیق می‌باشند که معلوم نیست چرا آن را عین اولاد آدم پیگیری نمی‌کند تا زودتر تمامش کناد.
در این میان دوری از فخرالملوک بسیار سخت و جانگداز بوده به طوری که ساعتی نیست که به یاد ایشان نباشیم و خون گریه نکنیم از این دوری. درد فراق بسی جانگداز تر از آنی بود که با خود می‌پنداشتیم اما باید سوخت و ساخت.
بیت:
ما و فراق یار و زبان اجنبی
ناید خوش در این ............
(جای خالی را خود پر همی کنید که ما باسن‌مان نمی‌شود و حوصلهء شعر و شاعری نداریم!)

اینجا همه چیز دیفرنت است؛ یعنی متفاوت است. بانوان بدون سرپوش هستند همانگونه که در نگاره‌ها و فیلم ها و انترنت می‌دیدیم. بسی عجبا که غیرت و مردانگی گویی در این ممالک و ولایات یافت نمی‌شود؛ تو گویی اساساً برایشان امپورتانت* نیست بانویشان را مرد نامحرم،  بی روسری و چارقد ببیند. دیگر از آن لباس های تنگ و چسبان و شلیته‌های آنچنانی و اینچنانی نگویم که انگار نه انگار ناسلامتی اینجا زمستان کمی زودتر رسیده است. آدم در حیرت فرو می‌رود و با خود می‌ماند چه گوید و چه شنود! 
اینها حتی حرمت اندرونی‌شان را نیز آنطور که بایسته و شایسته است پاس نمی‌دارند.  پاس که نمی‌دارند هیچ، حتی سایپا هم نمی‌دارند!
البته مطرب‌الممالک ما را یادآوری کردند که اینجا خانه ها آنقدر کوچک هستند که بیچاره ها جایی برای اندرونی و بیرونی ندارند و می‌بایست در این ذلت بمانند وگرنه دل‌شان می‌خواهد چون ما باشند، اما نمی‌توانند. طفلی ها... دل‌مان به رحم آمد و خواستیم از خزینه کمی به دولت ایطالیا بخشش کنیم تا به وضع مردمانش رسیدگی کند که منصرف شدیم و یادمان آمد خودمان نیز آهی در بساط نداریم. مطرب‌الممالک نیز یادآوری کردند که آن چیزی که از ان باید مایه بگذاریم "خزانه" است نه "خزینه"! پدرسوخته با ما مزاح نیز کرد که نزدیک بود او را به فراشان بسپاریم اما منصرف شدیم. به هر حال سخن از نبود خرجی و مایحتاج به میزان کافی بود در امرز بخشندگی!
بیت:
آن را که حساب پاک است...
نه! اشتباه همی شد. منظورمان این بود که:
چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است!

اینجا هر روز اتفاقاتجاتهای بسیار می‌اوفتد که ما را کمی ِ وقت و اعصاب و تنبلی ذاتی مانع از این است که هر روز بنگاریم. این را نیز نبشتیم تا دیگران بدانند که ما حال‌مان خوب است و ملالی نیست جز...!

* امپورتانت به زبان اجنبی یعنی "مهم"!!!

مرقوم به هفدهم دسامبرالحجه ۱۴۲۹ هجری قمری!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 12:51  توسط شازده  |